ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
293
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
خاك چون يك پارچه اطلس ، نرم و رنگارنگ . آسمان - كه ابرهاى پاره پاره در آن شناورند - هر لحظه به رنگى درمىآيد ، هيچ سرزمينى در زيبايى شبيه اينجا نيست . در تهران به محض اينكه گرماى طاقتفرساى تابستان آغاز مىشود ، تمامى اشخاص مرفه ، شهر را ترك مىگويند و سر به اين جادهى كوهستانى مىگذارند . بعضىها بهطور دسته جمعى در زير چادرهايى كه آنها را در كوهپايههاى دماوند و در كنار رود لار برافراشتهاند ، منزل مىكنند . بعضى ديگر كه از چادرنشينى خوششان نمىآيد ، در دهكدههاى متعدد اطراف شميران جايى براى خود مىيابند . سفرا و ساير وابستگان سياسى نيز از اين سنت مستثنى نيستند . روسها در زرگنده ، انگليسىها در قلهك و تركها در سرآسياب اقامتگاه تابستانى دارند . كاردار فرانسه نيز اغلب خانهيى در تجريش - كه هواى سالم و مطبوعى دارد و در عين حال دلپذيرترين نقطهى شميران است - اجاره مىكند . چون همه ساله رفتن اروپاييان به جاهايى كه باز شمرديم يك عادت مرسوم شده است ، شميرانىها نسبت به آنان خيلى محبت و از خودگذشتگى نشان مىدهند . اهالى زرگنده و قلهك ( بيشتر اهالى قلهك زردشتىاند ) از اينكه اتباع روس و انگليس در دهكده آنها ساكن هستند ، خيلى به خود مىبالند و اين خصيصهى عجيب كه در ايران خيلى نادر است - آنها را از اهالى ديگر تهران متمايز ساخته است . بين همهى ايرانيان شايد شاه بيش از ديگران چادرنشين است و اقامتگاههاى اطراف تهران را به كاخ داخل شهر بيشتر ترجيح مىدهد ، چون در روزهاى اقامت در اطراف تهران بهتر مىتواند عشق عجيبى را كه نسبت به شكار و اسبسوارى دارد ، ارضاء كند . البته اين تفرجهاى كوتاه غير از سفرهايى است كه اغلب در خراسان ، به خصوص در مازندران - كه پرشكارترين منطقهى تمام ايران است - انجام مىدهد . در ميان قصرهاى شاه ، قصر قاجار كه در آغاز قرن به وسيلهى فتحعلى شاه در نيمه راه شميران احداث گرديده از همه قديمىتر است . اين بناى وسيع كه در بالاى تپهيى قرار دارد ، داراى چهار برج مراقبت و دفاع مىباشد ، ولى فاقد پنجرههاى بيرونى است . به اين جهت بيشتر به قلعهيى نظامى شباهت دارد تا يك قصر . باغها ، كه به وسيلهى استخرها و نهرهايى از هم مجزا مىشوند روى قطعه زمينهاى مطبقى احداث شده است . در ورودى قصر داراى بالاخانهيى است كه چشماندازهاى زيبايى از صحرا ، شميران ،